خرید بک لینک
باد پرسه می زند تا نان را از منقار تُرد گنجشکان برباید،دخترانِ شالیکار پنهان میکنند دلهاشان را در سبد چایو ما همچنان از مردگان ِ پیر، غولهای جوانی میسازیمو غولهای جوان رابه قامت ِ مردگان پیر کوچک

برچسب: نویسنده: رضا قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 20:32

و تو هیچ وقت نمی خواهی باور کنیکه مرگ سلطنتی ابدی داردو ما به احترام او کلاه از سر بر می داریمو نمی خواهی برایم بگوییچرا بعد از آمدن پاییزخوشبختی و چشم های تو نایاب می شود!؟...حالا اشک هایت را پاک کنت

برچسب: نویسنده: رضا قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 20:32

من همونیام که وضع زندگیش عالی نمیشه

که تو جشن تولدش هم غرقِ خوشحالی نمیشه

من همونیام که بی تو ذره ذره آب میشه

*امین قباد

** میخواستم این چن روز حالم خوب باشه و شاد باشم اما دوبار بحرانِ چولوسیدگی سراغم اومد

*** ۱۰ساله که هرسال تعداد تبریکات تولدم بیشتر میشه اما من ۱۰سال ۱۰شب ۱۰روز فقط منتظرِ تبریکِ ۱نفر بودم

برچسب: نویسنده: رضا قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

میروم تا که فراموش کنم چشم تو را

میروم تا که در آغوش کشم یاد تو را

و هوای وصل تو را خواب تو را

برچسب: نویسنده: رضا قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

حالم از صحبت درباره گرونی بهم میخوره

دلم میخواست درخت میبودم تا آدم

یا مثلا زبون مردم رو نفهمم

هممون خسته ایم

بعضیا انقد زیاد که تصور همونا داره آزارم میده

کاش به جای مسخره ترین راه و گفتن ایران جای موندن نیس

مسئولینُ عوضیارو بریزیم دور

اونوقت کیه که نخواد تو این کشور قشنگُ پربرکت زندگی کنه؟!

طبیعت داریم

نفت گاز برق آب همه چی داریم

ولی مدیریت نداریم

و مگه چقدر ما عمر میکنیم که باید افسردهترین باشیم در کَف ترین باشیم؟!!

برچسب: نویسنده: رضا قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

آخیشآخیییشآخیششششششاید هیشکی حتی خودمم باورم نشه که دلم اونقدری که میخواست بیام اینجا و بنویسم، تلگرام و واتسآپ و اینستا نمیخواستنبود چند روزه اونا خیلی ناراحتم نکرد اما اینکه نمیشد وارد سایتها شد ب

برچسب: نویسنده: رضا قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

نوشتن از روزمرگی و روز مرگی هام بمونه بعد

میخوام متن و دکلمههای دوس داشتنی که از اشعار محمدرضا, رحمانی, پیدا کردم

و برای آلبوم دلواپس تو نیستم سال ۱۳۸۵ مانی رهنما آهنگساز پیروز ارجمند هست پستهای متوالی بذارم

ایشون تقریبا گمنام و ناشناخته موندن و مهرداد اوستا نیستن اشتباه گرفته نشه

برچسب: نویسنده: رضا قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

بانو!

ما همهی عمر بر آب میرفتیم

و جامهمان را خشک میخواستیم

* محمدرضا رحمانی

برچسب: نویسنده: رضا قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

محبوبم! بگذار وقتی نه فردایی داریم و نه دیروزیلااقل عاشق باشیمما که میدانیم دیگر با مخمل صدای بنان نمیتوانیم زیر باران صبحگاهیراه برویم و به شفیرهی کرم ابریشم، بگوییم پروانهما که میدانیم آدمی اگر خ

برچسب: نویسنده: رضا قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

تو خواب و بیداری و منگی بودم که یهو خوابم برد

یه خوابی دیدم که هیچ وقت ندیده بودم و هیچ وقت اون حس رو درک نکرده بودم

ولی به واسطه خواب هنوز یه ذره از حسشو دارم

دلم میخواد بگم ولی دلم نمیخواد واسه کسی تعریفش کنم میخوام فقط خودم بدونمش

خدایا اگه این خوابِ زیبا به تلافی دفعِ اون حالِ بدِ ۱۰شب پیشم باشه

باید بگم دمت گرم ولی یر به یر نمیشه، بیشتر تلاش کن :)

برچسب: نویسنده: رضا قنبری‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:22

صفحه بندی